نه فکر کنی ازون عشقاست که از نوع زمینی به الهی و آسمونی ش رسیدما... نه... همین زمینی بودنو عشقه... خاطرخواهه همین طوری بودناشم... ولی... یه جورایی هستی که خداتم عاشق شدم راستش... طورایی هستی که شک می کنم آدم باشی... یه فرشته ی صدا خشن مغرور و اخمو مثلا... خوده خداتم هرقدری تقلا کنه مصادره به مطلوبت کنه... که یعنی خلقت کرده... نمی تونه باز. کفرم نیست. دین و ایمانم شده خیالت... چی بهتر ازین... همینه که هست.
سرزمین من
قایل به مرزها نیست
دنیایم
حصار بر نمی گیرد
سرزمین من
نامش تو ست
اهل تو ام من
اهل دل
دلی که تمامیت
ارضی و احساسی ش
در انحصار تو ست
در انحصار
چشم های تو
برچسب: نویسنده: نوید کریمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:36